پسر ساکت دانشگاه همکلاسی خود را از چنگال شیطان نجات داد، راز کثیف آقای رئیس لو رفت

پسر ساکت دانشگاه همکلاسی خود را از چنگال شیطان نجات داد، راز کثیف آقای رئیس لو رفت

به گزارش منابع آگاه، صبح روز جمعه مورخ ۲۴ دی ماه یک زن در حالی که به او مواد مخدر خورانده شده بود به بیمارستان انتقال یافت. خوشبختانه وی توانست با هوشیاری به موقع یکی از همکلاسی های دانشگاهش از چنگال مرگ نجات پیدا کرده و مطلبی که در ادامه آورده شده است برخی از اضهاریه های این دختر در دادگاه عالی می باشد:

از خیلی وقت پیش دنبال یه محل مناسب برای کسب تجربه بودیم. من و همکلاسیم آرش، رشته حسابداری میخوندیم و برای کسب تجربه تصمیم گرفتیم هر جور شده یجا کار کنیم. اون موقع من با آرش تو رابطه نبودم، در واقع اون خیلی پسر ساکت و کم حرفی بود و همچنین خیلی به درس ها توجه می کرد‌. همین باعث شد ازش بخوام توی درسا بهم کمک کنه و به بهانه های مختلف مثل جزوه و اینا باهاش صحبت می‌کردم. بعد از یه مدت بهش گفتم خیلی دلم میخواد تجربه کسب کنم تا بتونم راحت تر وارد بازار کار بشم و اونم گفت چقدر عالی، منم همینطور و از این حرفا. از همون اولی که وارد این محل کار شدیم از رفتار رئیس شرکت خیلی تعجب کردم. چند بار از آرایش من تعریف می‌کرد و حتی یبار بهم گفت که چقدر مانتوی کوتاه تر بهم میاد. راستش اوایل فکر میکردم فقط بخاطر روابط عمومی خوب و اینکه به من حس بهتری از محل کار بده اینجوری صحبت میکنه. اما کار بالا کشید و شروع کرد به صحبت های مشکوک تر درباره اینکه چقدردلش میخواد زن خوبی مثل من داشته باشه و اینا. آرش هم از موضوع بی اطلاع نبود، وقتی رفتار رئیس رو با من میدید چند بار سعی کرد بهم اخطار بده. اما من به حرفش گوش نکردم و علاوه بر اون نمیدونستم اون موقع هم من رو دوست داره. از قضا آقای رئیس پنجشنبه شب بهم پیام داد و کلی ازم تقدیر کرد. بهم گفت بهترین کارمندش بودم و حاضره حقوق بسیار خوبی بهم پرداخت کنه. گفت یسری شرکای خارجی فردا میخوان بیان و برای همین میخوام فقط تو بیای که کار رو بهت یاد بدم. وضعیت مالی خانواده من متوسط بود ولی به سختی تا آخر ماه می رسیدیم، برای همین فکر کردم اگه بتونم یه حقوق خوب از رئیس محل کارم بگیرم قطعا کمک بزرگی برای خانوادم محسوب میشه. همین موضوعات باعث شد رفتار های مشکوک اون شخص شیطان صفت رو در نظر نگیرم و بدون هیچ فکری آماده شدم و اونجوری که آقای رئیس دوست داشت لباس پوشیدم. وقتی وارد شرکت شدم متوجه شدم بجز خودش و آبدارچی کس دیگه ای نیست. قضیه رو پرسیدم و گفت که به بقیه گفته کمی دیرتر بیان تا برای من وقت خصوصی بذاره و کار ها رو بهتر بهم یاد بده. متوجه رفتار های عجیب و نگاه های نامناسبش شده بودم، برای همین به آرش پیام دادم و خیلی کوتاه قضیه رو بهش گفتم. آقای رئیس با یه جعبه شیرینی و نوشیدنی وارد اتاق شد و ازم پذیرایی کرد. منم از همه جا بی خبر وقتی نوشیدنی خودم رو نوشیدم دیگه هیچی نفهمیدم…

به نقل از کارشناسان بیمارستان مربوطه، صدمات وارده به این زن جزئی بوده است اما از شهروندان خواستاریم که به منظور جلوگیری از حوادث مشابه، از اعتماد بی جا به دیگران خودداری نموده و حافظ سلامت خویش باشند.