درخواست های بی شرمانه صاحبخانه از زن شوهر دار، نجات یک زن از حادثه ای مرگبار

درخواست های بی شرمانه صاحبخانه از زن شوهر دار، نجات یک زن از حادثه ای مرگبار

طبق گزارش های بدست آمده از یک فاجعه آزار و اذیت شهروندی، در شهرستان اسفراین، شاکی خصوصی اذعان داشت که توسط صاحب خانه خود مورد آزار و اذیت واقع شده است و همچنین در اظهارات وی تهدید به قتل در صورت برملا کردن این خواسته ها موجود است. در گزارشات وی آمده است:

شوهرم ماموریت داشت، معمولآ وقتی میرفت برای چند هفته با پسر و دو دختر کوچکم تنها بودم. با وجود قیمت هایی که خانه های اجاره ای داشتند هر سال مجبور می‌شدیم یک خانه جدید اجاره کنیم و معمولآ هم مشکلی از این بابت نداشتیم. اما ایندفعه اوضاع طوری رقم خورد که واقعا تا الان هم از تعویض خانه پشیمانم. صبح روز دوشنبه بود که برای بچه‌ هام صبحونه درست کردم و هر سه تاشون رو راهی مدرسه کردم. طبق معمول نشسته بودم و در حال خودم مشغول سبزی پاک کردن بودم که ناگهان صدای در اومد. مرد صاحبخانه با یک کاسه آش جلوی در بود. ازش پرسیدم حاج خانم کجان؟ خوب هستن؟ گفت خوبن سلام دارن خدمتتون و حال و احوال پرسی معمول کردیم. همه چیز عادی بود تا اینکه بعد از برداشتن آش از داخل سینی متوجه یه کاغذ کوچیک شدم که بنظرم شماره خودش رو روش نوشته بود. ازش پرسیدم حاج آقا این کاغذ چیه؟ با ترس و لرز کاغذ رو برداشت و گفت اشتباه شده خانم کاغذ زباله است ببخشید و سریع رفت. از همون روز بود که کمی بهش مشکوک شده بودم. از اون به بعد خیلی از روز ها صبح غذا، سبزی یا حتی نان برامون می‌آورد و راستش با خودم میگفتم حتمآ آدم مهربونیه و به فکر من و بچه هامه. حتی به شوهرم هم زنگ زدم و همه کار هاش رو تعریف کردم ولی شوهرم گفت نه طاهره نگران نباش بنده خدا اینهمه بهمون میرسه و از این حرفا. اما اون روز بود که از نیت واقعی پلید اون پیرمرد مطمئن شدم.

یه روز وقتی بچه ها مدرسه بودن اتفاقی به حمام رفته بودم که ناگهان صدای باز شدن در به گوشم رسید. اولین فکری که به سرم زد رو عملی کردم، یعنی درب حمام رو از داخل قفل کردم. یهو صدای پیرمرد اومد و گفت ببخشید در خونه باز بود طاهره خانم براتون نان بربری خریدم میذارم روی میز. منم خیلی با ترس و لرز گفتم مرسی آقای کاظمی ممنون از زحماتتون. خلاصه بعد از چند دقیقه از حمام اومدم بیرون و دیدم هنوز روی مبل نشسته. با تعجب نگاهش کردم و اونجا بود که شروع کرد به تعریف کردن های مشکوک از من. بعدش هم درخواست های بی وجدانانه خودش رو مطرح کرد و حتی گفت اگر این حرف هاش رو لو بدم ما رو از خونه میندازه بیرون و حتی تهدید به قتل کرد! منم بدون هیچ معطلی از خونه اومدم بیرون و خیلی سریع به اولین مرکز پلیس موضوع رو گزارش دادم.

گزارش های پلیس حاکی از آن است که مرد صاحبخانه مورد بازداشت و بازپرسی قرار گرفته است و پس از گذشت ۳ روز به تمامی اتهامات پرونده پاسخ داده است.