آلومینیوم میان کمبود موجودی و افزایش تولید؛ کدام عامل بر قیمت غلبه میکند؟
قیمت آلومینیوم در ۲۴ اکتبر ۲۰۲۶ نزدیک ۳٬۰۵۰ دلار است. افت ماهانه ۶٫۴ درصدی، احتمال مازاد عرضه ۲۰۲۷ و حمایت ۳٬۰۰۰ دلاری، جهت بازار را تحت تأثیر قرار دادهاند.
به گزارش شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز قیمت آلومینیوم در معاملات ۲۳ و ۲۴ اکتبر ۲۰۲۶، در محدوده ۳٬۰۴۷ تا ۳٬۰۵۰ دلار بهازای هر تن قرار گرفته است. این فلز پس از ثبت رشد روزانه حدود ۱٫۲۶ درصدی در معاملات اخیر، همچنان با افت ماهانه حدود ۶٫۴ درصدی روبهرو است و در نزدیکی کفهای چندماهه معامله میشود. عقبنشینی قیمت از سطوح بالاتر سال جاری میلادی، نشان میدهد که کاهش نگرانیها درباره اختلال عرضه در خاورمیانه و افزایش احتمال رشد تولید جهانی، بخشی از صرف ریسک قبلی بازار را از میان برده است. با وجود این اصلاح، محدودیت موجودی انبارها و تداوم تقاضا در بخشهای مرتبط با برقیسازی، خودروهای الکتریکی و انرژیهای تجدیدپذیر همچنان مانع از شکلگیری تصویری یکطرفه از بازار میشود.
آلومینیوم در نیمه نخست سال ۲۰۲۶ تحت تأثیر محدودیتهای ساختاری عرضه، نگرانیهای ژئوپلیتیکی و تقاضای صنایع جدید با افزایش قیمت همراه شده بود و در مقطعی به بالاترین سطوح چهار سال اخیر رسید. با این حال، تغییر شرایط عرضه و بازگشت سریعتر از انتظار بخشی از ظرفیت تولید در منطقه خلیج فارس، معادلات بازار را تغییر داده است. در چنین شرایطی، ارزیابی روند آلومینیوم دیگر صرفاً به میزان تقاضای صنعتی یا وضعیت ذخایر محدود نیست، بلکه انتظارات مربوط به توازن عرضه و تقاضا در سال ۲۰۲۷ نیز نقش پررنگی در تعیین مسیر قیمت ایفا میکند.
کاهش صرف ریسک عرضه، عامل اصلی تغییر رفتار بازار آلومینیوم
یکی از مهمترین عوامل اثرگذار بر قیمت آلومینیوم در ماههای اخیر، تغییر ارزیابی معاملهگران از احتمال تداوم اختلال عرضه در خاورمیانه بوده است. تنشهای ژئوپلیتیکی از فوریه ۲۰۲۶، بهویژه نگرانیها درباره فعالیت واحدهای ذوب آلومینیوم و مسیرهای انتقال انرژی و مواد اولیه، فشار افزایشی قابلتوجهی بر انتظارات بازار وارد کرد. اهمیت این تحولات از آنجا ناشی میشود که تولید آلومینیوم به تأمین پایدار برق و دسترسی به زیرساختهای صنعتی وابستگی بالایی دارد و هرگونه اختلال در این زنجیره میتواند عرضه فلز را در بازار جهانی محدود کند.
با این حال، ازسرگیری فعالیت واحدهای ذوب در بحرین و امارات متحده عربی سریعتر از انتظارات اولیه پیش رفته است. این روند بخشی از نگرانیها درباره کمبود عرضه را کاهش داده و باعث شده است که بازار، احتمال تداوم شرایط محدودکننده قبلی را با احتیاط بیشتری ارزیابی کند. در نتیجه، بخشی از افزایش قیمت ناشی از نگرانیهای ژئوپلیتیکی تعدیل شده است؛ هرچند تداوم نوسانات منطقهای همچنان میتواند انتظارات را بهسرعت تغییر دهد.
عقبنشینی قیمت به محدوده ۳٬۰۴۷ تا ۳٬۰۵۰ دلار در هر تن را باید در همین چارچوب بررسی کرد. رشد روزانه حدود ۱٫۲۶ درصدی در معاملات اخیر نشان میدهد که فشار فروش در کوتاهمدت بدون وقفه ادامه نداشته است، اما افت ماهانه حدود ۶٫۴ درصدی همچنان از تضعیف موقعیت قیمت نسبت به سطوح بالاتر حکایت دارد. بنابراین، بهبود روزانه بهتنهایی برای تأیید بازگشت روند صعودی کافی نیست و ارزیابی پایداری آن به دادههای عرضه، تقاضا و موجودی انبارها وابسته خواهد بود.
ظرفیت تولید چین همچنان مهمترین متغیر سمت عرضه باقی میماند
چین با سهمی در حدود ۶۰ درصد از تولید جهانی آلومینیوم، تعیینکنندهترین بازیگر در سمت عرضه این فلز محسوب میشود. محدودیت ظرفیت سالانه تولید این کشور در سطح حدود ۴۵ میلیون تن، یکی از عوامل اصلی حمایت از قیمتها در دورههای گذشته بوده است. با این حال، برآوردهای مربوط به تولید اخیر نشان میدهند که تولید سالانهشده چین در ماه اوت به حدود ۴۶ تا ۴۷ میلیون تن رسیده و در نتیجه، میزان تولید در برخی برآوردها نزدیک به این سقف یا بالاتر از آن قرار گرفته است.
این وضعیت، اهمیت سیاستگذاری داخلی چین را برای بازار جهانی افزایش میدهد. اگر پکن بر اجرای محدودیت ظرفیت تولید تأکید بیشتری داشته باشد، امکان محدود شدن رشد عرضه و تقویت قیمتها وجود خواهد داشت. در مقابل، تداوم تولید در سطوح بالا میتواند بخشی از اثر محدودیتهای اسمی ظرفیت را خنثی کند و فشار بیشتری بر بازار وارد آورد. از آنجا که چین علاوه بر تولیدکننده اصلی، یکی از مراکز مهم مصرف آلومینیوم نیز به شمار میرود، تحولات این کشور همزمان بر دو سوی معادله عرضه و تقاضا اثر میگذارد.
در کنار چین، توسعه ظرفیتهای جدید در اندونزی و سایر مناطق نیز بر چشمانداز عرضه تأثیر میگذارد. افزایش ظرفیت تولید در کشورهای جدید، همراه با توسعه یا گسترش برخی واحدهای موجود، میتواند در میانمدت بخشی از محدودیتهای عرضه جهانی را کاهش دهد. در این میان، توسعه ظرفیت در واحد بلبی متعلق به ریوتینتو نیز از جمله تحولات مطرح در بخش تولید است. مجموع این عوامل نشان میدهد که حتی در صورت تداوم رشد تقاضا، افزایش عرضه میتواند مانع از تکرار آسان جهشهای قیمتی نیمه نخست سال ۲۰۲۶ شود.
تقاضای صنعتی و صادرات چین، مانع از تضعیف یکطرفه بازار میشوند
در سمت تقاضا، شرایط بازار آلومینیوم همچنان از حمایت چند بخش صنعتی برخوردار است. مصرف داخلی چین، ساختوساز، تولید خودروهای الکتریکی، توسعه زیرساختهای انرژیهای تجدیدپذیر، بستهبندی و صنایع هوافضا از جمله حوزههایی هستند که در شکلگیری تقاضای این فلز نقش دارند. ویژگی مشترک بسیاری از این بخشها، نیاز به موادی با وزن نسبتاً پایین، قابلیت شکلدهی مناسب و کاربرد صنعتی گسترده است؛ ویژگیهایی که آلومینیوم را به یکی از مواد اولیه مهم در روند برقیسازی و توسعه زیرساختهای جدید تبدیل میکنند.
گسترش خودروهای الکتریکی و شبکههای مرتبط با انتقال انرژی میتواند در بلندمدت به افزایش مصرف آلومینیوم کمک کند. همچنین، استفاده از این فلز در تجهیزات صنعتی و بخشهایی از زیرساختهای انرژی تجدیدپذیر، از جمله کاربردهای مرتبط با توربینهای بادی، زمینهای برای حفظ تقاضا فراهم میکند. با این حال، پایداری تقاضا لزوماً به معنای رشد پیوسته قیمت نیست؛ زیرا اثر آن بر بازار به سرعت افزایش ظرفیت تولید و وضعیت موجودی انبارها نیز بستگی دارد.
صادرات آلومینیوم چین در سپتامبر حدود ۲۶ درصد نسبت به مدت مشابه سال قبل افزایش یافته و به بالاترین سطح در چند ماه اخیر رسیده است. این افزایش میتواند نشانهای از تداوم فعالیت در زنجیره تولید و عرضه چین باشد، اما همزمان از منظر بازار جهانی نیز اهمیت دارد. رشد صادرات در صورت افزایش دسترسی خریداران خارجی به فلز، میتواند بخشی از فشار ناشی از محدودیت عرضه در مناطق دیگر را کاهش دهد. در نتیجه، اثر مثبت تقاضای صنعتی بر قیمت باید در کنار پیامدهای افزایش صادرات و عرضه محصولات چینی ارزیابی شود.
احتمال مازاد عرضه در سال ۲۰۲۷، انتظارات بلندمدت را تغییر میدهد
یکی از مهمترین تغییرات در ارزیابی بنیادی بازار آلومینیوم، کاهش برآورد کسری عرضه در سال ۲۰۲۶ و افزایش احتمال شکلگیری مازاد در سال ۲۰۲۷ است. در دورهای که نگرانیها درباره محدودیت تولید و اختلالات منطقهای شدت گرفته بود، انتظار میرفت بازار با کمبود قابلتوجه عرضه روبهرو شود. اما بهبود شرایط تولید در خاورمیانه، ظرفیتهای جدید و ارزیابی مجدد تولید چین، باعث شدهاند که برخی مؤسسات تحلیلی تصویر محتاطانهتری از توازن بازار ارائه دهند.
مککواری برآورد کسری عرضه آلومینیوم در سال ۲۰۲۶ را بهشدت کاهش داده و اکنون کسری حدود ۸۲۰ هزار تن را پیشبینی میکند. این مؤسسه برای سال ۲۰۲۷ نیز مازاد عرضه حدود ۴۱۰ هزار تن را در نظر گرفته است. در عین حال، برآوردهای دیگر از تغییر جهت بازار به سمت مازاد بیشتر حکایت دارند. در برخی ارزیابیهای منتسب به یوبیاس و رنمین، چشمانداز بازار از کسری در سال ۲۰۲۶ به مازاد حدود ۰٫۹ میلیون تن در سال ۲۰۲۷ تغییر کرده است.
در مقابل، برآوردهای قبلی جیپیمورگان از کسری حدود ۲۳۰ هزار تن در یکی از گزارشهای مربوط به سال ۲۰۲۶، نشان میدهد که تخمین توازن بازار به زمان انتشار گزارش، مفروضات تولید و ارزیابی تقاضا وابستگی زیادی دارد. استاندارد چارترد نیز پیشبینی قیمت آلومینیوم در سال ۲۰۲۶ را به حدود ۳٬۲۴۹ دلار بهازای هر تن کاهش داده است. این اختلاف دیدگاهها نشان میدهد که هنوز نمیتوان یک سناریوی قطعی برای توازن بازار در نظر گرفت، اما جهت کلی تعدیل انتظارات از کمبود شدید عرضه به سمت شرایط متعادلتر یا مازاد احتمالی، یکی از عوامل محدودکننده رشد قیمت است.
موجودی انبارها و پریمیوم منطقهای، تصویر متفاوتی از بازار فیزیکی ارائه میدهند
با وجود افزایش احتمال مازاد عرضه در میانمدت، وضعیت موجودی آلومینیوم در انبارهای بورس فلزات لندن همچنان اهمیت زیادی دارد. موجودی ثبتشده در انبارهای این بورس در گزارشهای اخیر حدود ۲۳۶ تا ۲۳۸ هزار تن بوده است. در آخرین جلسه گزارششده، موجودی حدود ۱۵۰ تن کاهش یافته است. اگرچه این افت بهتنهایی تغییر بزرگی در حجم کل ذخایر محسوب نمیشود، سطح نسبتاً محدود موجودیها همچنان یکی از متغیرهای مهم در ارزیابی شرایط بازار فیزیکی است.
موجودی پایین میتواند در برابر افت شدید قیمت نقش ضربهگیر داشته باشد، بهویژه اگر تقاضای مصرفکنندگان نهایی ثابت بماند یا عرضه با اختلال تازهای روبهرو شود. با این حال، کاهش موجودی در یک جلسه معاملاتی لزوماً به معنای تشدید کمبود ساختاری نیست. برای ارزیابی دقیقتر، روند تغییر ذخایر در چندین جلسه، میزان ورود و خروج فلز و وضعیت تقاضای واقعی مصرفکنندگان باید در کنار یکدیگر بررسی شوند.
در بازار فیزیکی اروپا نیز پریمیومها، یعنی مبالغی که خریداران علاوه بر قیمت پایه فلز برای دریافت آلومینیوم در یک بازار یا شرایط تحویل مشخص پرداخت میکنند، افزایش یافتهاند. پریمیوم آلومینیوم با عوارض پرداختشده در اروپا اخیراً حدود ۵۷۴ دلار بهازای هر تن گزارش شده است. تحولات احتمالی تعرفههای وارداتی آمریکا بر آلومینیوم کانادا و سازوکار تعدیل کربنی مرزی اتحادیه اروپا یا CBAM از عوامل مؤثر بر این وضعیت به شمار میروند.
این تفاوت میان قیمت پایه در بورس و هزینه واقعی تأمین فلز برای مصرفکنندگان، نشان میدهد که افت قیمت آلومینیوم در بازارهای مالی الزاماً به معنای کاهش مشابه هزینه خرید در تمام مناطق نیست. همچنین، اختلاف قیمت میان آلومینیوم کمکربن و سایر انواع فلز، با پریمیومی در محدوده ۱۵ تا ۳۰ دلار بهازای هر تن، اهمیت فزاینده الزامات زیستمحیطی در زنجیره تأمین را منعکس میکند. محدودیتهای صادرات قراضه در اتحادیه اروپا نیز که در چارچوب مقررات انتقال پسماند مطرح شدهاند، میتوانند در بلندمدت بر دسترسی به مواد اولیه بازیافتی اثر بگذارند؛ هرچند میزان تأثیر نهایی آنها به نحوه اجرا و واکنش بازار وابسته است.
ساختار تکنیکال آلومینیوم همچنان تحت فشار روند نزولی قرار دارد
از منظر تحلیل تکنیکال، افت ماهانه حدود ۶٫۴ درصدی و فاصله گرفتن قیمت از اوجهای سال ۲۰۲۶ نشان میدهد که ساختار کوتاهمدت تا میانمدت بازار همچنان متمایل به نزول است. قیمت آلومینیوم در معاملات اخیر به محدوده ۳٬۰۴۷ تا ۳٬۰۵۰ دلار بهازای هر تن رسیده و با وجود رشد روزانه حدود ۱٫۲۶ درصدی، هنوز نشانه کافی برای تغییر پایدار روند ارائه نکرده است. کاهش قیمت پس از شکلگیری سقفهای بالاتر و از دست رفتن برخی سطوح مهم معاملاتی، با الگوی اصلاحی در بازاری سازگار است که انتظارات بنیادی آن نیز در حال تعدیل قرار دارد.
در گزارشهای تکنیکال اوایل اکتبر، از دست رفتن سطح میانگین موزون قیمت بر اساس حجم معاملات یا VWAP و شکلگیری ساختاری شبیه سقف دوقلو از نشانههای تضعیف حرکت صعودی عنوان شده بود. سقف دوقلو زمانی شکل میگیرد که قیمت در دو نوبت برای عبور از یک محدوده مقاومتی تلاش کند، اما در نهایت نتواند از آن عبور کند و با فشار فروش مواجه شود. با این حال، تأیید این الگو به شکست حمایت بین دو سقف و تداوم حرکت نزولی وابسته است؛ بنابراین، صرف شباهت نمودار به چنین الگویی برای نتیجهگیری قطعی کافی نیست.
در نمودارهای هفتگی نیز رفتار قیمت بیشتر با اصلاح یا تثبیت پس از افت تا کفهای چندماهه سازگار است. سیگنالهای اشباع خرید در برخی مقاطع قبلی، زمینه آسیبپذیری قیمت در برابر اصلاح را افزایش داده بودند. اکنون، هرچند رشدهای روزانه میتوانند نشانهای از توقف موقت فشار فروش باشند، جهت حرکت میانمدت همچنان به توانایی قیمت برای بازیابی مقاومتهای ازدسترفته و شکلگیری تقاضای پایدار وابسته است.
محدوده ۳٬۰۰۰ دلار به آزمون اصلی قدرت خریداران تبدیل شده است
سطح ۳٬۰۰۰ دلار بهازای هر تن، یکی از مهمترین محدودههای حمایتی در ساختار فعلی بازار آلومینیوم محسوب میشود. این سطح با محدوده کفهای اخیر و ناحیهای از تجمع قیمت در معاملات چندماهه همپوشانی دارد. واکنش قیمت در نزدیکی این مرز میتواند مشخص کند که آیا تقاضا در سطوح پایینتر برای مهار فشار فروش کافی است یا بازار به سمت محدودههای قیمتی پایینتر حرکت خواهد کرد.
در سناریوی نزولی، شکست معتبر سطح ۳٬۰۰۰ دلار میتواند زمینه آزمایش سطوح پایینتر را فراهم کند. اهمیت این شکست به نحوه تثبیت قیمت پس از عبور از حمایت و میزان تداوم فشار فروش بستگی دارد. اگر قیمت تنها برای مدتی کوتاه زیر این سطح قرار گیرد و دوباره به بالای آن بازگردد، احتمال شکلگیری شکست ناموفق نیز وجود خواهد داشت. از این رو، بررسی رفتار قیمت در چند جلسه متوالی برای تشخیص تغییر ساختار بازار اهمیت بیشتری از واکنش به یک نوسان لحظهای دارد.
در سمت مقابل، محدوده ۳٬۱۰۰ تا ۳٬۲۰۰ دلار بهعنوان منطقه مقاومتی مهم مطرح است. عبور از این محدوده، بهویژه اگر با بهبود تقاضا یا تشدید نگرانیهای مربوط به عرضه همراه شود، میتواند نشانهای از کاهش فشار نزولی باشد. با این حال، برای تأیید بازگشت روند صعودی، تنها عبور مقطعی از مقاومت کافی نیست و تثبیت قیمت در سطوح بالاتر نیز اهمیت دارد.
در سناریوی پایه مؤسسه تکتو، محدوده ۲٬۹۵۰ تا ۳٬۲۵۰ دلار بهعنوان دامنه احتمالی قیمت آلومینیوم در کوتاهمدت مطرح شده است. قرار گرفتن قیمت در محدوده ۳٬۰۴۷ تا ۳٬۰۵۰ دلار، آن را به بخش پایینی این دامنه نزدیک میکند. با این حال، این محدوده یک برآورد سناریومحور است و نه تضمینی برای نوسان قیمت در مرزهای مشخص؛ تحولات عرضه، تقاضا و شرایط اقتصاد جهانی میتوانند دامنه حرکت را تغییر دهند.
تلاقی دلار، عرضه جدید و تقاضای برق، جهت حرکت بعدی را تعیین میکند
در ارزیابی میانمدت، نرخ دلار آمریکا نیز یکی از متغیرهای مهم برای قیمت آلومینیوم است. تقویت دلار میتواند از مسیر افزایش هزینه خرید برای مصرفکنندگان دارای ارزهای دیگر، بر تقاضای جهانی کالاها فشار وارد کند. البته رابطه میان دلار و آلومینیوم همواره مستقیم و یکسان نیست؛ زیرا شوکهای عرضه، هزینه انرژی و شرایط بازار فیزیکی ممکن است در مقاطع مختلف اثر بیشتری بر قیمت داشته باشند.
در سمت عرضه، سرعت بازگشت واحدهای ذوب خاورمیانه و توسعه ظرفیتهای جدید اندونزی همچنان از عوامل تعیینکننده خواهد بود. اگر این ظرفیتها سریعتر از رشد مصرف وارد بازار شوند، احتمال تحقق مازاد عرضه در سال ۲۰۲۷ تقویت میشود. در مقابل، اجرای سختگیرانهتر محدودیت تولید چین یا وقوع اختلالات جدید در خاورمیانه میتواند این مسیر را تغییر دهد و بخشی از فشار نزولی ناشی از افزایش عرضه را جبران کند.
تقاضای مرتبط با هوش مصنوعی و زیرساختهای برق نیز در تحلیل بلندمدت اهمیت دارد. توسعه مراکز داده، شبکههای انتقال برق و ظرفیتهای تولید انرژی به مواد اولیه صنعتی بیشتری نیاز دارد و آلومینیوم میتواند از این روند منتفع شود. با این حال، شدت اثر این تقاضا به سرعت اجرای پروژهها، هزینه سرمایهگذاری و میزان جایگزینی مواد دیگر بستگی دارد. از این رو، تقاضای ناشی از توسعه زیرساختهای هوش مصنوعی را باید یک عامل حمایتی بالقوه دانست، نه دلیلی قطعی برای بازگشت سریع قیمت به اوجهای قبلی.
جمعبندی؛ آلومینیوم میان حمایت موجودیها و فشار مازاد عرضه قرار دارد
بازار آلومینیوم در ۲۳ و ۲۴ اکتبر ۲۰۲۶، در شرایطی میان حمایت عوامل بنیادی و فشار ناشی از تعدیل انتظارات قرار گرفته است. قیمت ۳٬۰۴۷ تا ۳٬۰۵۰ دلار بهازای هر تن، پس از رشد روزانه حدود ۱٫۲۶ درصدی همچنان افت ماهانه حدود ۶٫۴ درصدی را تجربه میکند. کاهش نگرانیها درباره اختلال عرضه در خاورمیانه، افزایش ظرفیت تولید در برخی مناطق و احتمال شکلگیری مازاد عرضه در سال ۲۰۲۷، از عوامل اصلی محدودکننده رشد قیمت هستند.
در سوی دیگر، موجودی ۲۳۶ تا ۲۳۸ هزار تنی بورس فلزات لندن، کاهش حدود ۱۵۰ تنی ذخایر در آخرین جلسه گزارششده، پریمیوم ۵۷۴ دلاری آلومینیوم در اروپا و تقاضای صنایع مرتبط با برقیسازی و انرژیهای تجدیدپذیر، مانع از نادیده گرفتن ریسک محدودیت عرضه میشوند. این عوامل میتوانند در صورت تشدید اختلالات تولید یا افزایش تقاضای واقعی، از قیمت حمایت کنند.
از منظر تکنیکال، سطح ۳٬۰۰۰ دلار محدوده حمایتی اصلی بازار است و محدوده ۳٬۱۰۰ تا ۳٬۲۰۰ دلار بهعنوان مقاومت مهم پیش روی قیمت قرار دارد. شکست حمایت میتواند فشار نزولی را افزایش دهد، در حالی که عبور پایدار از مقاومتها، بهویژه در همراهی با بهبود شرایط بنیادی، نشانهای از کاهش قدرت روند نزولی خواهد بود. در مجموع، جهت حرکت بعدی آلومینیوم به تعامل میان سیاست تولید چین، سرعت بازگشت ظرفیتهای خاورمیانه، ورود عرضه جدید و پایداری تقاضای صنعتی وابسته است؛ عواملی که همچنان امکان نوسانات قابلتوجه قیمت را در کوتاهمدت و میانمدت حفظ میکنند.